تاثیر سرباره در بتن

تاثیر سرباره در بتن
3865 1394/08/16

-1- مقدمه

در این فصل، با توجه به نتایج تست های بدست آمده از تست های انجام شده، نمودارهای مختلفی رسم گردیده است و در مورد هر یک توضیحات مربوطه بطور جداگانه یا گروهی ارائه خواهد شد. بدلیل تنوع و گستردگی نمودارهای رسم شده از ذکر آنها در متن پایان نامه خودداری شده و در پیوست ها در انتها آورده شده اند. این ضمیمه ها هریک با یک شماره مشخص شده و نمودارهای مربوط به هر یک از ضمائم جداگانه شماره گذاری شده است. هر یک از نمودارها با ذکر شماره ضمیمه و شماره نمودار در آن ضمیمه مشخص می شود.

ضمیمه شماره یک مربوط به نمودارهای مربوط به نمونه های بتنی مختلف واقع در محلول کلر و آب است. این نمودارها ارائه دهنده خصوصیات الکترو شیمیایی الکترودها در نمونه های بتنی با درصدهای مختلف سرباره اضافه شده یا جایگزین شده بجای سیمان می باشند. در ضمیمه شماره دو نمودارهای مربوط به نمونه های بتنی واقع در محیط سولفات داده شده و در ضمیمه شماره سه، نوع محلول، مخلوط کلروسولفات می باشد و در ضمیمه شماره چهار نیز برای محیط دریایی نمودار های مربوط به خواص الکتروشیمیایی آرماتورها ارئه شده است. ضمیمه شماره پنج نیز نمودارهای مربوط  به نمونه های بتنی با دو نوع سطح آرماتور مختلف در محیط های مختلف را نشان می دهد. در ضمیمه شماره شش نیز نمودارهای مربوط به مقاومت فشاری نمونه های مختلف بتنی سرباره ای داده شده است. در نهایت با توجه به نتایج حاصله از این نمودارها نتیجه گیری کلی شده و پیشنهادات لازم ارائه گردیده است.

شایان ذکر است که در نمونه های سرباره ای با سرباره اضافه شده به سیمان هدف بررسی اثر افزودن سرباره به سیمان به عنوان یک ماده افزودنی ارزان قیمت در بهبود خواص الکتروشیمیایی آرماتورها در بتن می باشد و نتایج حاصله از اثر افزودن آن به بتن در محلول های مختلف برای تهیه بتن، با دوام بیشتر بررسی             می شود. در نمونه های بتنی با سرباره جایگزین شده به جای سیمان، هدف از کاربرد سرباره جایگزین نمودن یک ماده ارزان قیمت بجای سیمان در بتن است. در این سری از نمونه ها تغییر نکردن خواص الکتروشیمیایی مطلوبست در حالیکه بهبود خواص الکتروشیمی می تواند امتیازی برای استفاده از سرباره به جای سیمان در بتن به عنوان یک ماده ارزان قیمت نیز باشد.

4-2- نمونه های واقع در محلول کلر

شکل (1-1) و (1-2) سرعت خوردگی در آرماتور در نمونه های بتنی را نشان می دهد که شکل (1-1) برای نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده با سیمان و شکل (1-2) برای نمونه های بتنی با سرباره جایگزین شده به جای سیمان می باشد.

همانطور که در شکل (1-1) مشاهده می شود افزودن سرباره به بتن بر سرعت خوردگی آرماتورها در        نمونه های بتنی با سربازه اضافه شده با سیمان در محلول حاوی کلر تاکنون نداشته است و پس از یکسال در بعضی از نمونه ها مثل نمونه 15 درصد سرباره اضافه شده و نمونه 50 درصد سرباره اضافه شده، شاهد افزایش سرعت خوردگی تا حدود دو برابر هستیم در حالیکه در سایر نمونه ها در مقایسه با نمونه شاهد بدون سرباره تفاوتی در سرعت خوردگی وجود ندارد. حتی در مقایسه با محلول شاهد که آب است تفاوتی در سرعت خوردگی نمونه ها دیده نمی شود و همه نمونه ها سرعت خوردگی یکسانی دارند. با توجه به قلیائیت بالاتر سرباره به سیمان کاهش سرعت خوردگی آرماتورها در برابر کلر مورد انتظار بود. با توجه به سرعت خوردگی کم آرماتورها می توان گفت که هنوز پس از یکسال یون های خورنده هنوز به سطح آرماتورها نرسیده اند و باید زمان های متوالی دیگر سرعت خورندگی محاسبه شود و روند تغییرات بررسی شود.

در نمونه های با سرباره جایگزین شده به جای سیمان همانطور که مشاهده می شود سرعت خوردگی به مرور زمان کاهش داشته است. با مقایسه سرعت خوردگی آرماتورها در نمونه ها پس از شش ماه و پس از یکسال دیده می شود که سرعت خوردگی پس از یکسال در حدود نصف خوردگی در شش ماه می باشد و در مقایسه نتایج با نمونه شاهد بدون سرباره نیز سرعت خوردگی تقریباً نصف شده است و حتی نسبت به محیط بدون یون کلر (آب)، همانطور که مشاهده می شود پس از یکسال سرعت خوردگی کاهش داشته است. احتمالاً دلیل این کاهش، قلیائیت بالاتر سرباره نسبت به سیمان است که غلظت آستانه ای یون کلر برای شروع خوردگی افزایش می دهد.

شکل های (1-3) و (1-4) مقاومت پلاریزاسیون آرماتور برای نمونه های بتنی قرار گرفته در محلول کلر و آب را نشان می دهد. در شکل (1-3) مقاومت پلاریزاسیون برای نمونه های با سرباره اضافه به سیمان نشان داده شده است. در ماه های اولیه مقاومت پلاریزاسیون نمونه های بتنی تفاوتی با هم ندارند ولی با گذشت زمان اختلافاتی در نتایج قابل مشاهده است. با افزایش زمان، مقاومت پلاریزاسیون آرماتور در نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده نیز افزایش می یابد. این افزایش بخصوص در نمونه های 30 درصد و 75 درصد در حدود 50 درصد می باشد ولی در نمونه های 15 درصد و 50 درصد نسبت به نمونه شاهد بدون سرباره، کمی کاهش در مقاومت پلاریزاسیون دیده می شود.

در مقایسه نتایج با نمونه های بتنی واقع در کلر با نمونه های واقع در آب، تفاوت محسوسی بین نمونه های مختلف وجود ندارد و مقاومت پلاریزاسیون فقط در نمونه های با 50 درصد سرباره اضافه شده که در آب قرار دارند نسبت به نمونه بتنی در محلول کلر دو برابر بیشتر است در حالیکه نمونه های با 75 درصد سرباره اضافه شده عکس این مطلب مشاهده می شود. با توجه به اینکه ترکیبات اکسید عناصر قلیایی و قلیایی خاکی در سرباره بیشتر است می توان گفت افزودن سرباره به سیمان باعث پلاریزه شدن آرماتورها شده است که در کاهش خوردگی آرماتورها مؤثر می باشد.

شکل (1-5) و (1-6) پتانسیل حفره دار شدن آرماتور در نمونه های بتنی در محلول کلر و آب را نشان     می دهد. همانطور که قبلاً گفته شد بیشترین خوردگی آرماتورها مربوط به خوردگی حفره ای می باشد که در اثر نفوذ یون های کلر بوجود می آید. با بالا بردن این پتانسیل می توان خوردگی حفره ای آرماتورها را در نمونه ها کاهش داد.

با توجه به نمودارهای رسم شده برای نمونه های با سرباره اضافه شده به سیمان پس از شش ماه کاهش پتانسیل حفره دار شدن آرماتور در نمونه های بتنی مشاهده می شود ولی با گذشت زمان پس از یکسال شاهد افزایش پتانسیل حفره دار شدن هستیم. نمونه های واقع در آب تفاوت محسوسی بین پتانسیل          حفره دار شدن آرماتورها با نمونه های واقع در محلول کلر وجود ندارد و این بیانگر اثر بازدارندگی از نفوذ یون های کلر در بتن در اثر جایگزین اثر جایگزین نمودن سرباره به جای بتن است که احتمالاً بدلیل کمتر بودن یون های کلسیم در سرباره و ترکیبات آلومینات آن، پتانسیل حفره دار شدن آرماتور در نمونه ها بهبود داشته است.

شکل (1-7) و (1-8) تفاوت بین پتانسیل حفره دار شدن و پتانسیل روئین شدن آرماتور در نمونه های بتنی سرباره ای در محلول های کلر و آب را نشان می دهد. همانطور که ملاحظه می شود، در نمونه های بتنی چه با سرباره اضافه شده و سیمان و چه در نمونه هایی بتنی با سرباره جایگزین شده بجای سیمان این تفاوت پتانسیل برای آرماتورها برابر صفر است و یا به عبارتی می توان گفت که آرماتورها در نمونه های بتنی قابلیت ترمیم مجدد در صورت حفره دار شدن را دارند و خاصیت روئین شدن خود را حفظ کرده اند. علت آن می تواند سرعت کم نفوذ یون های کلر به بتن باشد و همچنین می توان به قلیائیت محیط اطراف آرماتور نسبت داد.

شکل های (1-9) و (1-10) تفاوت بین پتانسیل حفره دار شدن و پتانسیل خوردگی آرماتورها برای            نمونه های بتنی واقع در محلول کلر نسبت به محلول بدون یون آب می باشد. ترکیبات سرباره در کاهش خوردگی حفره ای در آرماتور نمونه های بتنی تأثیر داشته و همچنین این اثر با گذشت زمان نیز بیشتر شده و پس از یکسال شاهد افزایش این تفاوت پتانسیل نسبت به نمونه شاهد بدون سرباره با افزایش میزان سرباره جایگزین شده هستیم.

شکل های (1-11) و (1-12) نیز دانسیته جریان خوردگی آرماتورها در نمونه های بتنی را نشان می دهد. دانسیته جریان معیاری از سرعت خوردگی آرماتور در نمونه های بتنی می باشد. همانطور که ملاحظه      می شود در دانسیته جریان آرماتور در نمونه های بتنی تفاوت محسوسی مشاهده نمی شود و فقط در       نمونه های بتنی با سرباره جایگزین شده بجای سیمان کمی افزایش دانسیته جریان در نمونه های واقع در محیط کلر نسبت به محلول آب مشاهده می شود.

شکل های (1-13) و (1-14) نیز مقاومت ویژه بتن را در نمونه های مختلف بتنی سرباره ای نشان می دهد. همانطور که قبلاً در فصول قبل ارائه گردید، مقاومت بتن در برابر نفوذپذیری در کاهش خوردگی آرماتورها بسیار مؤثر است و یا به عبارتی می توان گفت که یکی از مؤثرترین راه های جلوگیری از خوردگی آرماتورها بالا بردن مقاومت بتن در برابر نفوذپذیری می باشد. در نمونه های با سرباره اضافه شده همانطور که مشاهده می شود در ابتدا افزایش مقاومت ویژه نسبت به نمونه شاهد بدون سرباره دیده می شود ولی با افزایش میزان سرباره اضافه شده بجای سیمان یا افزایش میزان سرباره جایگزین شده افزایش جزئی در مقاومت ویژه بتن مشاهده می شود که بیانگر کاهش جزئی نفوذپذیری با افزودن یا جایگزین کردن سرباره به جای سیمان می باشد.

با توجه بررسی های انجام شده و نتایج حاصله اثر افزودن سرباره به سیمان در بتن واقع در محیط های کلروری، اینطور می توان بیان کرد که افزودن سرباره به بتن تا حدودی باعث بهبود در خواص الکتروشیمیایی آرماتورها می شود و در کاهش خوردگی حفره ای در اثر نفوذ کلر می تواند تأثیر بسزایی داشته باشد و خوردگی حفره ای در اثر نفوذ کلر می تواند تأثیر بسزائی داشته باشد و خوردگی حفره ای را به تعویق اندازد.

در مورد نمونه هایی با سرباره جایگزین شده به جای سیمان در بتن در چنین محیط هایی، شاهد بهبود چشمگیر خواص الکتروشیمیایی آرماتور در نمونه های بتنی هستیم که جایگزینی حتی در موارد زیادی شده است. بهترین درصد جایگزینی در محیطی که فقط حاوی کلر باشد و با یون کلر غالب ترین یون باشد،         می توان 45 درصد پیشنهاد کرد ولی در محیط هایی که علاوه بر یون کلر حاوی یون های دیگری مثل سولفات باشد باید به نتیج حاصله از محیط های دیگر نیز توجه داشت.

4-3- نمونه های بتنی واقع در محیط سولفاتی

شکل های موجود در ضمیمه شماره دو بیانگر خواص الکتروشیمیایی نمونه های بتنی واقع در محیط سولفاتی می باشد. خرایب سولفاتی یکی از مهمترین خرابی های بتن می باشد که منجر به تسریع خوردگی الکتروشیمیایی آرماتورها نیز می گردد. بنابراین برای بررسی اثر یون های سولفات بر نمونه های بتنی       سرباره ای این نتایج بررسی شده است.

شکل (2-1) و (2-2) بیانگر پتانسیل خوردگی آرماتورها در نمونه های بتنی سرباره ای در محیط سولفاتی و آب می باشند. با توجه به این نمودارها می توان گفت که افزودن سرباره به سیمان در نمونه های بتنی تأثیری بر پتانسیل خوردگی نمونه ها نداشته و نسبت به نمونه شاهد و همچنین نسبت به نمونه های واقع در آب تفاوت محسوسی دیده نمی شود. در نمونه های بتنی با سرباره جایگزین شده بجای سیمان افزودن سرباره باعث افزایش پتانسیل خوردگی نمونه ها شده است و نمونه های بتنی واقع در محلول سولفات نسبت به نمونه های واقع در محیط آبی پتانسیل خوردگی بیشتری دارند و همچنین نسبت به نمونه بدون سرباره افزایش پتانسیل خوردگی مشاهده می شود که این مبنی بر بهبود پتانسیل خوردگی آرماتور در        نمونه ها و دیرتر آغاز شدن خوردگی است.

شکل های (2-3) و (2-4) نمایانگر سرعت خوردگی آرماتورها در نمونه های بتنب در محلول سولفاتی می باشد. همانطور که ملاحظه می شود در سرعت خوردگی آرماتور در نمونه های بتنی با افزودن میزان سرباره نسبت به نمونه بدون سرباره تفاوتی ایجاد نشده است و تمام نمونه ها سرعت خوردگی یکسانی دارند حتی با گذشت زمان و نسبت به نمونه های واقع در محیط آب نیز تفاوتی در سرعت خوردگی دیده نمی شود. ولی پس از یکسال در نمونه های بالای 75 درصد سرباره اضافه شده به سیمان در بتن، سرعت خوردگی آرماتور با افزایش روبرو بوده است که البته برای نمونه واقع در محیط سولفاتی نسبت به نمونه واقع در آب افزایش سرعت خوردگی آرماتور کمتر می باشد. این موضوع بیانگر بهبود اثر سرباره در سیمان در محیط های حاوی یون های مخرب است در نمونه های با سرباره جایگزین شده نیز در سرعت خوردگی آرماتور نمونه های مختلف بتنی وجود ندارد. ولی در نمونه با 15 درصد سرباره جایگزین شده افزایش سرعت خوردگی آرماتور مشاهده می شود.

شکل های (2-5) و (2-6) مقاومت پلاریزاسیون آرماتور در نمونه های بتنی را نشان می دهد، همانطور که مشاهده می شود در نمونه های با 30 دصد و 50 درصد سرباره اضافه شده به سیمان شاهد افزایش مقاومت پلاریزاسیون آرماتور هستیم در حالیکه در نمونه های 15 درصد و 75 درصد مقاومت پلاریزاسیون نسبت به نمونه شاهد کاهش داشته است. همین روند برای نمونه های واقع در محیط آب مشاهده می شود ولی با این تفاوت که در نمونه های واقع در محیط سولفاتی مقاومت پلاریزاسیون بیشتری نسبت به آرماتور در           نمونه های واقع در محیط آب دارند.

پس با توجه به نتایج حاصل از این نمودار می توان گفت که افزودن سرباره تا حدود 30 تا 50 درصد به سیمان در بتن می تواند مقاومت پلاریزاسیون آرماتورها را بالاتر و در نتیجه مقاومت آرماتور در برابر خوردگی را افزایش دهد. در نمونه های با سرباره جایگزین شده نیز در ابتدا در ابتدا تفاوتی در مقاومت پلاریزاسیون نمونه های سرباره ای و بدون سرباره و حتی نسبت به محیط سولفاتی یا آبی دیده نمی شود ولی با گذشت زمان مقاومت پلاریزاسیون نمونه های سرباره ای افزایش می یابد. بیشترین افزایش در        نمونه های سرباره ای افزایش می یابد. بیشترین افزایش در نمونه های با 45 درصد سرباره اضافه شده در محیط آبی دیده می شود، که جای بررسی دارد. در نمونه های دیگر افزایش مقاومت پلاریزاسیون را       می توان به محیط قلیائی بیشتر سرباره نسبت به سیمان و بهتر صوذت گرفتن پلاریزاسیون فلز نسبت داد.

شکل (2-7) و (2-8) پتانسیل حفره دار شدن آرماتور بری نمونه های مختلف را نشان می دهد. در         نمونه های با سرباره اضافه شده به سیمان در بتن، تغییری در پتانسیل حفره دار شدن آرماتورها مشاهده      نمی شود و فقط در نمونه با 75 درصد سرباره اضافه شده در محیط سولفاتی افزایش چشمگیری در پتانسیل حفره دار شدن آرماتورها مشاهده می شود که نمایانگر دیرتر شروع شدن خوردگی حفره ای در این          نمونه ها می باشد.

شکل های (2-9) و (2-10) تفاوت و پتانسیل حفره دار شدن و پتانسیل روئین شدن را برای آرماتور در نمونه های سرباره ای نشان می دهد. همانطور که ملاحظه می شود چه در نمونه های با سرباره اضافه شده به سیمان و چه در نمونه های با سرباره جایگزین شده بجای سیمان، آرماتور قابلیت روئین شدن مجدد را دارد و فیلم اکسید محافظ بر روی آنها آسیب ندیده است و در صورت صدمه دیدن قابلیت ترمیم دارد.

شکل (2-11) تفاوت بین حفره دار شدن و پتانسیل خوردگی آرماتورها را برای نمونه های بتنی سرباره ای نشان می دهد. همانطور که در شکل (2-9) دیده می شود، این تفاوت در ماه های اولیه برای همه             نمونه های سرباره ای و بدون سرباره یکسان است ولی با گذشت زمان با افزایش میزان سرباره شاهد کمی کاهش در تفاوت پتانسیل حفره دار شدن و پتانسیل خوردگی آماتورها هستیم و فقط در نمونه 75 درصد سرباره اضافه شده افزایش چشمگیر این تفاوت پتانسیل دیده می شود که بیانگر مقاومت بیشتر آرماتور این نمونه در برابر خوردگی حفره ای می باشد.

در نمونه های با سرباره جایگزین شده بجای سیمان برای همه نمونه های سرباره ای واقع در محلول آب و سولفات، این تفاوت پتانسیل یکسان است و تغییر محسوسی مشاهده نمی شود و می توان گفت که جایگزینی سرباره در سیمان در محیط های سولفاتی تأثیر منفی و نامطلوب بر خواص الکتروشیمیایی آرماتورها در بتن نداشته است.

شکل های (2-12) و (2-13) دانسیته جریان روئین شدن را برای آرماتورهای نمونه های بتنی سرباره ای را نشان می دهد. هممانطور که ملاحظه می شود دانسیته جریان در نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده به سیمان تغییری نکرده است و یا به عبارتی افزودن سرباره به بتن تأثیری در خواص آرماتور و دانسیته جریان آن نداشته است. در نمونه های جایگزینی نیز همین روند مشاهده می شود و فقط تنها مورد استثناء در این میان دانسیته جریان روئین شدن آرماتور در نمونه بتنی دانسیته جریان روئین شدن آرماتور در نمونه بتنی با 15 درصد سرباره جایگزین شده بجای سیمان در محلول سولفات می باشد. ولی در بقیه نمونه های بتنی دانسیته جریان روئین شدن آرماتورها تقریباً یکسان است و جایگزینی سربراه ای بر آن نداشته است.

شکل های (2-14) و (2-15) مقاومت ویژه بتن در نمونه های سرباره ای را نشان می دهد. با توجه به این شکل ها می توان دریافت که افزودن سرباره به بتن تأثیری بر مقاومت ویژه آن و به عبارتی نفوذپذیری آن نسبت به یون های سولفات نداشته است. در نمونه های با سرباره جایگزین شده به جای سیمان در بتن که در شکل (2-15) دیده می شود، با افزایش میزان سرباره جایگزین شده افزایش ناچیزی در مقاومت ویژه بتن مشاهده می شود و می توان گفت که جایگزینی سرباره به جای سیمان تا حدودی می تواند از نفوذپذیری ممانعت کند و در محیط های سولفاتی علاوه بر صرفه جویی اقتصادی، بتن دیرتر در معرض خرابی قرار     می گیرد.

با توجه به مطالب ارائه شده می توان اینطور نتیجه گیری کرد که افزودن سرباره به سیمان در بتن تأثیری در خواص الکتروشیمیایی آرماتورها ندارد. ولی افزودن 75 درصد سرباره به سیمان می تواند در کاهش خوردگی حفره ای مؤثر باشد. همچنین جایگزینی سرباره به جای سیمان نه تنها تأثیر نامطلوب بر خواص الکتروشیمیایی فولاد نداشته است بلکه در بسیاری موارد باعث بهبود این خواص شده است و می توان تا حدود 45 درصد سرباره را به جای سیمان در بتن در محیط های سولفاتی بکار برد ولی 15 درصد سرباره جایگزین شده از نتایجی که تاکنون بدست آمده است باعث افزایش سرعت خوردگی می شود.

4-4- نمونه های بتنی سرباره ای واقع در محیط کلروسولفات

الف) نمونه های با سرباره اضافه شده به سیمان در بتن

شکل (3-1) پتانسیل خوردگی آرماتور در نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده به سیمان را نشان می دهد. همانطور که مشاهده می شود تفاوت زیادی بین پتانسیل خوردگی در نمونه بدون سرباره و نمونه های بتنی تهیه شده با سرباره وجود ندارد و در بعضی موارد مانند نمونه های با % 30 سرباره اضافه شده یا نمونه های 50 درصد سرباره اضافه شده، شاهد افزایش جزئی پتانسیل خوردگی آرماتور هستیم که افزایش پتانسیل خوردگی می تواند معیاری برای دیرتر شروع شدن خوردگی آرماتورها و سرعت خوردگی کمتر آنها باشد. مقایسه نتایج حاصله از این نمونه ها با نمونه های واقع در آب که به عنوان شاهدی برای مقایسه با          نمونه های واقع در محلول کلر و سولفات در نظر گرفته شدند، مشاهده می شود که تفاوت زیادی بین نتایج وجود ندارد و فقط یک اختلاف جزئی که بیانگر افزایش پتانسیل خوردگی در نمونه های % 30 و % 50 سرباره اضافه شده به سیمان است، برای نمونه های واقع در آب، دیده می شود. این موضوع خود دلیلی بر کاهش خوردگی در اثر افزایش سرباره به سیمان در نمونه ها می باشد.

شکل (3-2) سرعت خوردگی را برای آرماتورها در نمونه های با سرباره اضافه شده به سیمان نشان            می دهد. همانطور که از این نمودار دیده می شود، سرعت خوردگی نمونه های با سرباره اضافه شده نسبت به نمونه بدون سرباره، کاهشی تا حدود % 50 داشته است. با گذشت زمان در عین حالی که برای نمونه های واقع در محلول کلر و سولفات، شاهد کاهش خوردگی (بخصوص در نمونه های % 30 و %50) هستیم در نمونه بتنی با % 75 سرباره اضافه شده که در آب قرار دارد، در حدود 4 برابر نسبت به نمونه بدون سرباره، سرعت خوردگی کاهش یافته است. همانطور که قبلاً اشاره شد با توجه به محیط قلیایی سرباره و ترکیبات آن پیش بینی می شود که با فزایش میزان سرباره ما شاهد کاهش خوردگی باشیم، که نتایج حاصله نیز این موضوغ را تأیید می کند.

شکل (3-3) مقاومت پلاریزاسیون آرماتورها در نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده را نشان می دهد. همانطور که از نمودار دیده می شود در نمونه های 30 درصد و 50 درصد با افزایش مقاومت پلاریزاسیون آرماتور در نمونه های بتنی مواجه هستیم که این دلیلی بر کاهش سرعت خوردگی این نمونه ها می باشد. پلاریزه شدن آرماتورها باعث بهبود خواص الکتروشیمیایی و افزایش مقاومت در برابر خورده شدن         می باشد. برای نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده به سیمان، در محلول کلر و سولفات تا نمونه 30 درصد سرباره اضافه شده به سیمان، با افزایش میزان سرباره، مقاومت پلاریزاسیون افزایش می یابد ولی از نمونه 30 درصد به بالا تفاوتی در مقاومت پلاریزاسیون نمونه ها مشاهده نمی شود و یا به عبارتی نمونه های 30، 50 و 75 درصد هر سه دارای مقاومت پلاریزاسیون تقریباً یکسان هستند.

شکل (3-4) پتانسیل حفره دار شدن برای آرماتور در نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده به سیمان را در محلول کلر و سولفات نشان می دهد. در نمونه های با 15 % سرباره اضافه شده به سیمان کاهش پتانسیل حفره دار شدن در نمونه های واقع در محلول کلر و سولفات دیده می شود در حالیکه در نمونه های 30 درصد و 50 درصد و 75 درصد بترتیب شاهد افزایش پتانسیل حفره دار شدن هستیم که بیشترین مقدار آن مربوط به نمونه های ولقع در محیط آب نیز افزایشی تا حدود 100 میلی ولت در پتانسیل حفره دار شدن آرماتور نمونه های بتنی مشاهده می شود. علاوه بر این با افزایش زمان نیز پتانسیل حفره دار شدن آرماتور نمونه های بتنی مشاهده می شود. علاوه بر این با افزایش زمان نیز پتانسیل حفره دار شدن به مرور افزایش می یابد. همانطور که در فصول پیشین اشاره گردی حفره دار شدن مهمترین عامل خوردگی در آرماتورها می باشد که برای کاهش خوردگی حفره ای باید نفوذپذیری بتن بخصوص نسبت به یون های کلر را کاهش داد. بدین منظور از سیمان با ترکیبات آلومینات بالا و یا خواص تراکمی بیشتر استفاده می شود. همانطور که مشاهده می شود، ترکیبات سرباره در کاهش خوردگی حفره ای در چنین محیطی مؤثر می باشند.

شکل (3-5) و (3-6) به ترتیب تفاوت بین حفره دار شدن و روئین شدن و تفاوت بین پتانسیل حفره دار شدن و پتانسیل خوردگی را نشان می دهند. ور دوی این نمودارها میزان تمایل به حفره درا شدن آرماتورها را مورد بررسی قرار می دهد. در شکل (3-5) همانطور که مشاهده می شود در تمام نمونه های سرباره ای و بدون سرباره و در محیط های آبی و یا کلر و سولفات، حتی بعد از گذشت زمان تفاوتی بین پتانسیل حفره دار شدن و روئین شدن مشاهده نمی شود و این را می توان این چنین توجیه کرد که آرماتورها در نمونه های مختلف بتنی با توجه به شرایط و محیط اطراف میلگرد قابلیت روئین شدن را دارند و اگر احتمالاً به دلایلی لایه روئین بر روی آنها صدمه ببیند قابلیت ترمیم مجدد آنرا دارند.

هرچه تفاوت بین پتانسیل حفره دار شدن و پتانسیل خوردگی آرماتورها بیشتر باشد دلیلی به دیرتر شروع شدن خوردگی حفره ای می باشد. با توجه به شکل (3-6) در نمونه های 75 درصد و 30 درصد زمان شروع خوردگی نسبت به سایر نمونه دیرتر است ولی در نمونه هایی که در محیط آب قرار گرفته اند در نمونه های 30 درصد و 50 درصد حتی نسبت به نمونه بدون سرباره این تفاوت کمتر می باشد که بیانگر شروع زودتر خوردگی حفره ای در این شرایط است. ولیدر محلول کلر و سولفات احتمالاً تولید ترکیبات نامحلول در اثر واکنش یون های کلر و سولفات با ترکیبات سرباره و سیمان در داخل بتن باعث ایجاد محصولاتی که تراکم بتن را بیشتر و نفوذپذیری آن را کمتر کرده است و همین دلیلی بر کاهش خوردگی حفره ای در این نمونه ها شده است.

شکل (3-7) دانسیته جریان روئین شدن آرماتورها را در نمونه های بتنی مختلف نشان می دهد. در این نمودارها با افزایش میزان سرباره، دانسیته جریان روئین شدن آرماتور کاهش داشته است، در حالیکه با افزایش بیش از 30 درصد سرباره به سیمان دیگر تفاوت محسوسی در دانسیته جریان مشاهده نمی شود.

شکل (3-8) مقاومت ویژه بتن را نشان می دهد. مقاومت ویژه تا حدودی مشخص کننده مقاومت بتن در برابر نفوذپذیری می باشد، همانطور که مشاهده می شود با افزایش سرباره به نمونه های بتنی مقاومت ویژه افزایش می یابد و یا به عبارتی نفوذپذیری کاهش می یابد که نتایج حاصل نیز افزایش مقاومت ویژه برای نمونه های واقع در محلول کلر و سولفات نسبت به نمونه های واقع در محیط آب را نشان می دهد.

ب) نمودارهای مربوط به نمونه های بتنی با سرباره جایگزین شده:

شکل (3-9) پتانسیل خوردگی آرماتور نمونه های بتنی با سرباره جایگزین شده بجای سیمان بر حسب درصد سرباره جایگزین شده برای زمان های 6 و 12 ماه را در محیط کلر و سولفات نشان می دهد. طبق این نمودار همانطور که مشاهده می شود، پتانسیل خوردگی در ماه های اولیه با کمی افزایش نسبت به نمونه شاهد بدون سرباره روبرو است ولی با گذشت زمان پتانسیل خوردگی در نمونه های واقع در محلول کلر و سولفات با کاهش مواجه بوده ولی در نمونه با 10 درصد سرباره جایگزین شده نسبت به نمونه شاهد مقدار پتانسیل خوردگی آرماتور، افزایش داشته است. همانطور که قبلاً اشاره شد کاهش در پتانسیل خوردگی بیانگر سریعتر صورت گرفتن خوردگی می باشد.

شکل (3-10) سرعت خوردگی را برای آرماتور در نمونه های بتنی مختلف نشان می دهد. در ماه های اولیه تفاوتی بین سرعت خوردگی نمونه های بتنی مختلف وجود ندارد ولی با گذشت زمان در نمونه های 10 درصد سرباره جایگزین شده کاهش سرعت خوردگی در محیط آب و مخلوط کلر سولفات مشاهده        می شود ولی با افزایش میزان سرباره جایگزین شده سرعت خوردگی افزایش می یابد.

شکل (3-11) مقاومت پلاریزاسیون آرماتور را در نمونه های با سرباره جایگزین شده بجای سیمان نشان می دهد. همانطور که دیده می شود، مقاومت پلاریزاسیون نمونه ها در ماه های ابتدائی هیچ تفاوتی با هم ندارد ولی با گذشت زمان نوساناتی در مقاومت پلاریزاسیون مشاهده می شود. با افزایش میزان سرباره در نمونه های بتنی واقع در آب، شاهد افزایش مقاومت پلاریزاسیون آرماتور هستیم ولی در نمونه های واقع در محیط کلر و سولفات فقط در نمونه با 10 درصد سرباره جایگزین شده افزایش در مقاومت پلاریزاسیون نسبت به نمونه شاهد مشاهده می شود و به عبارتی دیگر، فقط در این حالت آرماتور در فولاد می تواند بطور مطلوب پلاریزه گردد و در برابر خوردگی مقاومت داشته باشد.

شکل (3-12) پتانسیل حفره دار شدن فولاد را در نمونه های بتنی سرباره ای نشان می دهد. همانطور که ملاحظه می شود پتانسیل حفره دار شدن آرماتور در نمونه های بتنی با درصدهای مختلف سرباره جایگزین شده بجای سیمان تفاوت زیادی وجود ندارد.

شکل (3-13) تفاوت پتانسیل حفره دار شدن و پتانسیل روئین شدن آرماتور و تفاوت پتانسیل حفره دار شدن و پتانسیل خوردگی آرماتور در نمونه های بتنی با سرباره جایگزین شده بجای سیمان را نشان می دهد. در شکل (3-13) تفاوتی بین پتانسیل حفره دار شدن و پتانسیل روئین شدن مشاهده نمی شود که این خود بیانگر قابلیت روئین شدن آرماتور در صورت صدمه دیدن فیلم محافظ بر روی آن می باشد.

شکل (3-14) دانسیته جریان روئین شدن آرماتور در نمونه های بتنی سرباره ای را نشان می دهد. همانطور که در این شکل نیز دیده شده می شود هیچ تفاوتی بین دانسیته جریان روئین شدن آرماتورها در نمونه های سرباره ای با نمونه بدون سرباره وجود ندارد و جایگزینی سرباره و تأثیر نامطلوب در دانسیته جریان روئین شدن آرماتور نداشته است.

شکل (3-15) مقاومت ویژه بتن را در نمونه های بتنی سرباره ای واقع در محیط کلر و سولفات را مشخص می کند. می توان گفت که افزایش سرباره به سیمان در نمونه های بتنی باعث بهبود خواص الکتروشیمیایی آرماتورها در بتن می شود و افزودن سرباره تا حدود 30 الی 50 درصد باعث کاهش سرعت خوردگی و افزایش مقاومت پلاریزاسیون نمونه های واقع در محیط کلر و سولفات می شود. علاوه بر این باعث کاهش چشمگیر خوردگی حفره ای در آرماتورها و همچنین کاهش نفوذ پذیری بتن نسبت به یون های کلر و سولفات می شود.

4-5- بررسی نتایج مربوط به نمونه های واقع در محیط دریایی

اثر توأم یون های کلر و سولفات بر بتن در قسمت های قبلی بررسی شد. ولی بخاطر تفاوت محیط و گوناگونی یون ها در دریا، نمونه های بتنی سرباره ای که در محیط آب دریا قرار داده شده بود مانند قبل تست شد و نتایج حاصل از آنها در این قسمت ارائه شده تا هدف اصلی این طرح که بررسی اثر سرباره بر خواص بتن در محیط های مختلف و محیط طبیعی مثل محیط دریایی است نیز بررسی شود.

شکل های (4-1) و (4-2) پتانسیل خوردگی آرماتور در نمونه های بتنی سرباره ای را نشان می دهد. شکل (4-1) پتانسیل خوردگی آرماتور در نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده به سیمان در محیط دریایی را نشان می دهد که تفاوت زیادی بین پتانسیل خوردگی آرماتورها در نمونه های مختلف وجود ندارد.

شکل (4-2) پتانسیل خوردگی آرماتور در نمونه های با سرباره جایگزین شده بجای سیمان را نشان               می دهد. در این نمودارها در ابتدا تفاوتی بین پتانسیل خوردگی نمونه های بتنی وجود ندارد ولی با گذشت زمان از نمونه های 15 درصد به بالا شاهد کاهش پتانسیل خوردگی آرماتورها هستیم در حالیکه در نمونه 10 درصد کمی پتانسیل خوردگی آرماتور نسبت به نمونه بدون سرباره افزایش داشته است.

شکل (4-3) و (4-4) سرعت خوردگی آرماتور در نمونه های سرباره ای را نشان می دهد. در نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده به سیمان که در شکل (4-3) سرعت خوردگی آنها نشان داده شده است، در ماه های اولیه سرعت خوردگی یکسانی برای تمام نمونه ها دیده می شود ولی پس از یکسال سرعت خوردگی در نمونه بدون سرباره در محیط دریایی افزایش چشمگیری داشته است و با افزایش میزان سرباره اضافه شده به بتن همانطو که ملاحظه می گردد سرعت خوردگی نیز کاهش می یابد و نمونه های 50 تا 75 درصد کمترین سرعت خوردگی را پس از یکسال در محیط دریایی دارند، پس افزودن سرباره به بتن در محسط دریایی که یک محیط طبیعی با یون های مخرب مختلف است تأثیر بسزائی در کاهش خوردگی آرماتور در بتن داشته است. در شکل (4-4) که سرعت خوردگی در نمونه های بتنی با سرباره جایگزین شده را نشان می دهد، سرعت خوردگی برای نمونه با 10 درصد سرباره جایگزینی نسبت به نمونه بدون سرباره بیشتر است ولی برای نمونه های 15 و 30 درصد با نمونه بدون سرباره سرعت خوردگی در آرماتور هستیم. پس با افزایش میزان سرباره، سرعت خوردگی نیز کاهش داشته است.

شکل (4-5) و (4-6) مقاومت پلاریزاسیون آرماتور در نمونه های بتنی سرباره ای را نشان می دهد. در نمونه های با سرباره اضافه شده به سیمان همانطور که دیده می شود مقاومت پلاریزاسیون با افزایش میزان سرباره اضافه شده به بتن افزایش جزئی دارد و نمونه واقع در آب در درصدهای 30 و 45 افزایش چشمگیری پس از یکسال در مقاومت پلاریزاسیون آرماتور دیده می شود که بیانگر بهبود اثر سرباره به سیمان می باشد. در نمونه های واقع در محیط دریایی بیشترین مقاومت پلاریزاسیون مربوط به نمونه با 75 درصد سرباره اضافه شده به سیمان در بتن می باشد.

شکل (4-6) که مقاومت پلاریزاسیون آرماتور در نمونه های جایگزین شده را نشان می دهد. در ماه های اولیه هیچ تفاوتی در مقاومت پلاریزاسیون آرماتور در نمونه های مختلف چه در محیط آبی و چه در محیط دریایی دیده نمی شود که احتمالاً این شباهت بدلیل نرسیدن یون های مخرب به سطح آرماتورها می باشد ولی پس از گذشت یکسال تفاوت زیادی بین نمونه های سرباره ای واقع در محیط آب و محیط دریا مشاهده می شود. در محیط آبی جایگزینی سرباره باعث افزایش میزان مقاومتپلاریزاسیون آرماتور نمونه های بتنی شده است ولی در نمونه های واقع در محیط دریایی هیچ تأثیری نداشته است.

شکل (4-7) و (4-8) پتانسیل حفره دار شدن نمونه های مختلف بتنی را نشان می دهد. شکل (4-7) بیانگر افزایش پتانسیل حفره دار شدن آرماتورهای نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده به سیمان نسبت به نمونه بدون سرباره در محیط آب می باشد ولی برای محیط های دریایی می توان گفت افزودن سرباره به بتن تأثیری در کاهش خوردگی حفره ای آن ندارد. شکل (4-9) پتانسیل حفره دار شدن نمونه های بتنی با سرباره جایگزین شده به جای سیمان را نشان می دهد، همانطور که ملاحظه می شود با افزایش میزان سرباره جایگزین شده، پتانسیل حفره دار شدن نیز افزایش می یابد و جایگزینی سرباره بجای سیمان در کاهش خوردگی حفره ای مؤثر واقع شده است.

شکل (4-9) و (4-10) تفاوت پتانسیل حفره دار شدن و روئین شدن آرماتورها را در نمونه های بتنی مختلف نشان می دهد که هیچ تفاوتی در پتانسیل حفره دار شدن و روئین شدن نمونه های مختلف چه با سرباره اضافه شده به سیمان در بتن و چه سرباره جایگزین شده بجای سیمان در بتن مشاهده نمی شود و فیلم اکسید بر روی سطح آرماتور در صورت صدمه دیدن قابلیت ترسیم مجدد را دارد.

شکل (4-11) و (4-12) تفاوت پتانسیل حفره دار شدن و پتانسیل خوردگی آرماتورها را در نمونه های مختلف سرباره ای نشان می دهد. در نمونه های سرباره ای با سرباره اضافه شده به سیمان در بتن، کاهشی جزئی در مقدار این تفاوت پتانسیل دیده می شود و باز این موضوع می تواند بی تأثیر بودن افزودن سرباره به سیمان در کاهش خوردگی حفره ای را در محیط دریایی بیان کند ولی در نمونه های با سرباره جایگزین شده بجای سیمان با افزایش میزان سرباره جایگزین شده این تفاوت پتانسیل نیز افزایش می یابد و بیانگر کاهش خوردگی حفره ای و تأثیر سرباره بر خواص الکتروشیمیایی آرماتور در بتن است که در           شکل (4-12) قابل مشاهده است.

شکل (4-13) و (4-14) دانسیته جریان روئین شدن آرماتور در نمونه های بتنی سرباره ای مختلف را نشان می دهد. این شکل ها هم در نمونه های با سرباره اضافه شده به سیمان و هم با سرباره جایگزین شده بجای سیمان، بیانگر کاهش چشمگیر دانسیته جریان روئین شدن آرماتور می باشد. کاهش دانسیته جریان روئین شدن می تواند دلیلی بر کاهش خوردگی و روئین شدن سریع تر باشد و سرباره می تواند در کاهش دانسیته جریان جریان آرماتور در بتن مؤثر باشد.

شکل (4-15) و (4-16) مقاومت ویژه بتن برای نمونه های بتنی سرباره ای مختلف را نشان می دهد. همانطور که از این شکل ها نیز دیده می شود افزودن سرباره به سیمان در بتن باعث افزایش جزئی در مقاومت ویژه بتن می شود ولی در کل می توان گفت که افزودن سرباره به سیمان در بتن، در مقاومت ویژه یا به عبارتی نفوذپذیری آن تأثیر زیادی ندارد. در نمونه های با سرباره جایگزین شده بجای سیمان نیز تفاوت زیادی در مقاومت ویژه نمونه های بتنی دیده نمی شود و یک افزایش جزئی با افزایش میزان سرباره جایگزین شده مشاهده می شود. با توجه به نتایج حاصله، اثر نامطلوبی در نفوذپذیری نمونه های سرباره ای با سرباره جایگزین شده بجای سیمان در بتن دیده نشد.

با توجه به نتایج تست های الکتروشیمیایی و مشاهدات می توان اثر کاربرد سرباره در محیط دریایی را به اینصورت بیان نمود:

1) افزودن سرباره به سیمان در نمونه های بتنی باعث کاهش خوردگی یکنواخت در آرماتور این نمونه ها می شود.

2) افزودن سرباره به سیمان در نمونه های بتنی تأثیری در کاهش خوردگی حفره ای نداشته است.

3) افزودن سرباره در محیط دریایی در کاهش نفوذپذیری بتن بی تأثیر بوده است.

4) اگر منظور کاهش خوردگی یکنواخت در آرماتورها در محیط دریایی باشد می توان تا حدود 50 درصد سرباره بر بتن بدون تأثیر بر خواص دیگر اضافه نمود

5) جایگزینی سرباره بجای سیمان در بتن تا 45 درصد باعث کاهش خوردگی یکنواخت در آرماتورها       می شود.

6) جایگزینی سرباره بجای سیمان در بتن تا 45 درصد می تواند در کاهش خوردگی حفره ای نیز بسیار مؤثر باشد.

7) جایگزینی سرباره بجای سیمان در نفوذ پذیری بتن تأثیری ندارد و هیچ اثر نامطلوبی بر خواص الکتروشیمیایی آرماتور در بتن ایجاد نمی کند.

4-6- بررسی اثر سطح آرماتور بر خواص الکتروشیمیایی آن در بتن

در این بخش از توضیح و تفسیر در مورد هر یک اط اشکال صرفنظر شده است و فقط نتایج حاصل از بررسی این اشکال ارائه گردیده است. ضمیمه شماره (5) منحنی های مختلف مربوط به این قسمت را در بر دارد که در صورت لزوم می توان به انها مراجعه کرد.

با توجه به نتیج حاصل در این بخش سرعت خوردگی و تمایل به خوردگی برای نمونه های واقع در محیط دریایی مخلوط کلر و سولفات در نمونه های با آرماتور صاف، نسبت به نمونه های با آرماتور عاج دار کاهش داشته است. همچنین در بررسی مقاومت پلاریزاسیون نمونه های بتنی سرباره ای مختلف برای دو نوع آرماتور صاف و عاج دار، مقاومت پلاریزاسیون نمونه های با سطح صاف افزایش چشمگیری دیده             می شود. به عنوان مثال می توان به نمونه با 75 درصد سرباره اضافه شده به بتن در نمونه با آرماتور صاف که مقاومت پلاریزاسیونی در حدود kohm 30 دارد و نمونه مشابه با آرماتور عاج دار که مقاومت پلاریزاسیونی در حدود kohm 5 دارد اشاره نمود. پس صیقل کردن و تراش دادن سطح آرماتور در بهبود مقاومت پلاریزاسیون تأثیر بسزایی داشته که علت آن را می توان احتمالاً تشکیل فیلم یکنواخت تر بر روی سطح آرماتور با سطح صاف دانست. با بررسی پتانسیل حفره درا شدن نمونه های مختلف بتنی سرباره ای با آرماتورهای مختلف در شکل های (5-1)، (5-2) و (5-3) دیده می شود می توان نتیجه گرفت که تغییر اثر سطح تأثیر زیادی در حفره دار شدن آرماتور در نمونه های بتنی مختلف ندارد.

تأثیر چشمگیر تغییر سطح آرماتور در نمونه های بتنی مختلف را می توان در دانسیته جریان مشاهده کرد، که این اثر بخصوص در محیط دریایی دیده می شود. در این نمونه ها کاهش زیادی در دانسیته جریان در      نمونه های با آرماتور صاف دیده می شود که به عنوان مثال می توان به دانسیته جریان روئین شدن  در نمونه بتنی بدون سرباره با آرماتور عاج دار و دانسیته جریان روئین شدن آرماتور در حدود  برای نمونه مشابه با آرماتور صاف، اشاره کرد. دلیل آن را می توان به پخش شدن جریان در سطح بیشتری در آرماتور با سطح صاف نسبت به آرماتور عاج دار با لایه فیلم اکسید بر روی آن نسبت داد، که البته این دانسیته جریان روئین شدن کم، می تواند کمکی به ترمیم لایه های اکسید در صورت صدمه دیدن در اثر نفوذ یون های مخرب باشد.

با توجه به نتایج حاصل و مطالب بیان شده بطور کلی می توان نتیجه گرفت که به علت محیط قلیایی بتن در اطراف آرماتورها، لایه اکسید محافظی بر روی سطح آرماتورها تشکیل می شود تا وقتیکه محیط اطراف بتن در اطراف آرماتورها قلیایی باشد و یون های مخرب کلر به سطح آن نفوذ نکرده باشد، هنوز فولاد توانایی تشکیل این فیلم را دارد. اما در آرماتورهایی که از ابتدا سطح آنها بدون لایه اکسید بوده است، فیلم بر روی سطح آنها در محیط قلیایی بطور یکنواخت تر تشکیل می شود و مفاومت این فیلم یکنواخت در برابر خوردگی بیشتر می باشد. پس بطور کلی می توان گفت تراش سطح باعث بهبود خواص الکتروشیمیایی آرماتور در بتن شده است.

4-7- بررسی اثر سرباره بر مقاومت فشاری بتن

همانطور که قبلاً ارائه شده مقاومت فشاری بتن، یکی از شاخص های مهم در کیفیت بتن است. علاوه بر این یک بتن وقتی برای استفاده در ساختمان ها مناسب است که مقاومت فشاری و استحکام مناسب داشته باشد. بنابراین تست های مقاومت فشاری بر روی نمونه های بتنی سرباره ای انجام شد که در ضمیمه (6) ارائه شده است. همانطور که از این نمودارها دیده می شود در نمونه های با سرباره اضافه شده به بتن در محلول های مختلف، آب، کلر، سولفات، مخلوط کلر و سولفات و آب دریا، مقاومت فشاری بدست آمده در زمان های متوالی مشابه، یکسان می باشد و تغییر محلول تأثیری در مقاومت فشاری نمونه ها نداشته است.

در نمونه های بتنی با سرباره اضافه شده به سیمان همانطور که دیده می شود با افزایش میزان سرباره، شاهد افزایش مقامت فشاری نمونه بتنی نسبت به نمونه شاهد بدون سرباره هستیم، که این افزایش در حدود 5/1 برابر مقاومت فشاری در نمونه شاهد است. ولی افزایش درصدهای سرباره اضافه شده تغییر زیادی در مقاومت فشاری نسبت به نمونه سرباره ای با درصد کمتر ندارد. یعنی افزایش سرباره تا حدود 15 درصد در کلیه نمونه ها باعث افزایش مقاومت فشاری شده است ولی افزودن سرباره بیش از 15 درصد، نسبت به نمونه 15 درصد تفاوتی در مقاومت فشاری ایجاد نمی کند.

در نمونه های بتنی با سرباره جایگزین شده بجای سیمان دیده نمی شود. البته در سری اول تست که پس از 28 روز یعنی بعد از عمل آوری بوده است، تفاوت جزئی در مقاومت فشاری نمونه ها دیده می شود و نمونه با 45 درصد سرباره اضافه شده در حدود 2 الی 3 مگاپاسکال نسبت به نمونه بدون سرباره مقاومت فشاری کمتری دارد که این اختلاف ناچیز است و با گذشت زمان در تست های متوالی انجام شد که پس از یکسال، یکسان بود.

بطور کلی می توان گفت که افزودن سرباره به بتن تا حدود 15 درصد باعث افزایش مقاومت فشاری بتن خواهد شد ولی افزودن بیش از این مقدار، تأثیر زیادی بر مقاومت فشاری نمونه نسبت به نمونه 15 درصد ندارد.

 

جایگزینی سرباره به جای سیمان در مقاومت فشاری بتن تأثیر نامطلوبی نداشته است.